علمدار بصیرت 3 - قتل های زنجیره ای

شرح واقعه:

اواخر آبان سال 77 بود که طی بیانیه ای ، برخی از چهره سیاسی و ادبی، به عنوان افراد معاند و ضدانقلاب معرفی و تهدید به قتل شدند.

طولی نکشید که یکشنبه یکم آذر، داریوش فروهر رهبر حزب ملت ایران به همراه همسر خود، در خانه و با ضربات متعدد چاقو به طرز فجیعی به قتل رسید؛ سرنوشتی که برای محمد مختاری و محمد جعفر پوینده، از اعضای شورای کانون نویسندگان، هم تکرار شد.

وزارت اطلاعات، در اقدامی شجاعانه، با انتشار اطلاعیه ای اعلام کرد برخی افراد خودسر در این وزارتخانه دست به این قتل‌ها زده‌اند. ناگهان موجی از شایعه و ناامنی کشور را فراگفت.

 

اکبر گنجی:

این قتل‌ها یک پروژه حکومتی بود که خود آقای خامنه ای هم پشت آن بود و شروع کردند به ترور مخالفان در داخل و خارج کشور، و تعداد زیادی از مخالفان را در خارج کشور در همین دوره ۸ ساله ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ترور کردند !!

 

بیانات رهبری

این قتلهایی که اتّفاق افتاد، حوادثی بسیار بد، زشت، نفرت‌آور و حقیقتاً در خور محکوم کردن بود. کسانی که این‌ها را محکوم کردند، بجا محکوم کردند. این‌ها علاوه بر این‌که قتل بود، جنایت بود؛ با روشهای بد و غیرقانونی بود.


بیانات در خطبه‌های نمازجمعه 1377/10/18

 

تدبیر رهبر انقلاب:

تعادل ! وقتی تعادل از یک در بیرون برود، از در دیگر یا افراط میاید یا تفریط. در زمستان سال 77، خودسری عده‌ای در وزارت اطلاعات باعث شد نظام در شرایط بدی قرار بگیرد. در اوضاعی که مصرع دوم ضرب‌المثل «هرچه بگندد نمکش می‌زنند»،

ترانه محبوب برخی خواصِ شاه‌سلطان‌حسینی شده بود و خبری از پدیده ای به نام شجاعت نبود، رهبر ما در خطبه‌های نماز جمعه در مورد این قتل‌ها صحبت کرد و پرده از سناریوی مخوف دشمن برداشت و با سوا کردن حساب پرسنل مؤمن وزارت اطلاعات از عده ای خودسر، فرصت طلبانی را که فکر کردند دیگر نظام شیر بی یال و کوپالی شده، اندکی نصیحت کرد و آگاهی ملت را به رخ کشاند.

با اینکه کشور در لبه یک پرتگاه بی انتها قرار داشت، با هدایت یک بلد راه، به سلامت از آن گذر کرد.

/ 3 نظر / 31 بازدید
معدن کن

بسیار مطالب جالبی هستندو پیگیری می کنم.موفق باشید

محمد

متنتونو ویرایش کنید

محمد

ما نفهمیدیم کجا حرف رهبره کجا حرف شما