صلی الله علیک یا سیدنا المظلوم یا اباعبدالله الحسین(ع)

السلام علی قلب زینب الصبور

چل روز می شود که شدم جبرئیل تو

ذبح عظیم گشتی و گشتم خلیل تو

چل روز می شود که فقط زار می زنم

کوچه به کوچه نام تو را جار می زنم

چل روز می شود که بدون توأم حسین

حالا پی نتیجه ی خون توأم حسین

چل روز می شود که حسین همه شدم

حیدر شدم، حسن شدم و فاطمه شدم ...

آبی که تر نکرد لب تشنه ی تو را

حالا نصیب خاک مزارت شده اخا

چل روز پیش بود همینجا سرت شکست

اینجا دل من و پدر و مادرت شکست ...

از تل زینبیه رسیدم که وای وای

بالا سرت نشستم و دیدم که وای وای ...

دیدم کسی حسین مرا نحر می کند

آقای عالمین مرا نحر می کند ...

فرصت نشد ز خاک بگیرم سر تو را

فرصت نشد در آورم انگشتر تو را

می خواستم ببوسمت اما مرا زدند

ناراحتم کنار تو با پا مرا زدند ...

در شهر کوفه بود که بال و پرم شکست

نزدیک خانه ی پدریّ ام سرم شکست

وای از عبور کردن مثل غلام ها

وای از نگاههای سر پشت بام ها ...

تا شهر شام رفتم و معجر نداشتم

تقصیر من چه بود؟ برادر نداشتم

از بس رسید سنگ به سمت جبین من

نزدیک بود پاره شود آستین من

**********

شعر از علی اکبر لطیفیان

/ 0 نظر / 11 بازدید