1- بعد از جنگ جمل و شکست سخت پیمان شکنان، معاویه که خود در برپایی فتنه جمل نقش برجسته و موثری داشت و اکنون آرزوی پیروزی بر حکومت عدل علی(ع) را بر باد رفته می دید، برای تردیدافکنی در دل مومنان به سرزنش آنان روی آورد. معاویه در شام و عوامل حکومت بنی امیه در جای جای جهان آن روز اسلام، این ساز بد صدا را کوک کرده بودند که اگر طلحه و زبیر، آنگونه که علی(ع) می گوید، از صراط مستقیم اسلام خارج شده بودند و پیکار با آنان ضرورت داشت، چرا پسر ابوطالب(ع) پیش از این، نه فقط آن دو را بیرون از دایره حق نمی دانست، بلکه ایثار و فداکاری آنان در رکاب رسول خدا(ص) را نیز می ستود و به زبان و قلم و قدم از آن دو حمایت می کرد؟! پاسخ این سؤال، روشن بود و کمترین ابهامی نداشت. مادام که طلحه و زبیر در مسیر اسلام گام می زدند و از صراط مستقیم الهی بیرون نرفته بودند، به حکم اسلام و منطق عقل و ایمان، در حلقه یاران به حساب می آمدند و اما، هنگامی که به زیاده خواهی روی آوردند و با تحریک دشمنان پای از صراط مستقیم الهی بیرون کشیده و به مخاصمه با حاکمیت عدل صف آراستند، مقابله با آنان ضرورتی غیرقابل اجتناب بود... «حق» همان بود که از آغاز بود و تغییری نکرده بود. این طلحه و زبیر بودند که تغییر کرده بودند و دیگر طرفدار حق نبودند، بلکه به مقابله با آن نیز آمده بودند. از این روی، مردمان مومن و خداجویی که در رکاب امیر مومنان(ع) به روی پیمان شکنان شمشیر کشیدند و چشم فتنه را بیرون آوردند، نه فقط قابل ملامت نبودند که ژرفای بصیرت آنان در تمیز به موقع سره از ناسره، شایسته بیشترین تقدیر و تقدیس و مثال زدنی نیز بود.



این روزها در پی افشای چهره واقعی جریان انحرافی که قبل از همه، اعتراض اصولگرایان و توده های عظیم مردم را در پی داشته و دارد، برخی از عوامل بیرونی و داخلی فتنه 88 دقیقا مانند اسلاف فکری و کاخ سبزنشین خود در «شام»، زبان به ملامت مردم مومن و چهره های اصولگرا گشوده و حمایت آنان از دولت احمدی نژاد را با این استدلال کودکانه زیر سؤال می برند که چرا علی رغم حضور این جریان انحرافی در کنار رئیس جمهور، از آقای احمدی نژاد حمایت کرده بودید؟! فلان نماینده مجلس رگ گردن به عصبانیت یا در تظاهر به عصبانیت سیخ می کند و فریاد برمی آورد «کسانی که برای احمدی نژاد از سر و کول هم بالا می رفتند، امروزه منتقد شده اند»! آن دیگری که در حمایت از فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 همه حیثیت خود را یکجا به قمار آورده و باخته است به زعم خود، هشدار می دهد که «چرا به توصیه های ناقدان - بخوانید سران فتنه- توجهی نکردید و آن هشداردهندگان را از میدان به در کردید که اکنون شاهد حضور و فعالیت جریان انحرافی باشید»؟!و ....
اکنون باید از این حامیان فتنه 88 و نان به نرخ روزخورهای حرفه ای پرسید؛ آیا کسانی که بلافاصله پس از مشاهده اولین نشانه های انحراف به مقابله با آن برخاسته اند قابل ملامت هستند یا شما که از نوک پا تا فرق سر در فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 فرو رفته بودید و با مشاهده صدها سند غیرقابل انکار از وابستگی سران و عوامل فتنه به مثلث آمریکا، انگلیس و اسرائیل، نه فقط زبان به کام کشیده بلکه با همه توان در خدمت بیگانگان قرار گرفته بودید؟! و این که، کلاه خودتان را قاضی کنید و به این پرسش پاسخ بدهید که آیا این روزها زبان اسلاف کاخ سبزنشین خود در شام آن روزها را به کام نگرفته اید؟ امروز میان شما و عوامل آن روز معاویه ها و عمروعاص ها چه تفاوتی هست؟ لطفا فقط به یک نمونه از این تفاوت ها - اگر هست که نیست- اشاره بفرمائید! شما دقیقاً مانند عوامل بنی امیه، هنگامی که طلحه و زبیر در رکاب رسول خدا(ص) شمشیر می زدند و در بیعت با علی علیه السلام بودند با آنان دشمنی می ورزیدید و بلافاصله پس از آن که جبهه حق را ترک کردند و ساز مخالفت نواختند، سالوسانه آنان را به نقد کشیدید و در باطن با آنها احساس همراهی و همنوایی کردید. آیا می توانید ارتباط نه چندان پنهان خود با جریان انحرافی را انکار کنید؟ مگر جریان انحرافی چه می گوید و چه می کند که شما هزاران برابر زشت تر و پلشت تر از آن را نگفته و نکرده اید؟ لطفاً خودتان را به آن راه نزنید، مدیریت جریان انحرافی و فتنه 88 یکی است. اینطور نیست؟! اگر جریان انحرافی اشغالگران قدس را «مردم اسرائیل»! نامیده است، شما که روز قدس به دستور مستقیم اسرائیل- به توصیه سایت وزارت خارجه اسرائیل، دو روز قبل از روز قدس- به نفع اسرائیل شعار دادید. اگر جریان انحرافی درباره حضرت صاحب الزمان(عج)، نظرات سخیف و منحرفی مطرح می کند، سخنگوی فتنه 88 که آشکارا وجود مبارک حضرت بقیه الله -ارواحنا له الفداء- را نفی کرد و شما نه فقط دم برنیاوردید بلکه به نمایندگی وی از جانب خود افتخار هم کردید!! نکردید؟! اگر جریان انحرافی مشکوک به رابطه پنهان با عوامل آمریکاست، شما که آشکارا و بی پرده از دستورالعمل آمریکایی ها و اسرائیلی ها پیروی کردید و روز مبارزه با استکبار جهانی به نفع آمریکا شعار دادید. ندادید؟! جریان انحرافی آلوده به فساد اقتصادی است اما، آیا هیچ یک از مفسدان اقتصادی و غارتگران بیت المال را می توانید آدرس بدهید که در جبهه شما نبوده باشند؟! شما مسجد آتش نزدید؟ شما به ساحت مقدس امام حسین علیه السلام اهانت نکردید؟ شما به دستور جرج سوروس صهیونیست عکس حضرت امام(ره) را پاره نکردید؟ به دستور مایکل لدین، شعار «توپ تانک بسیجی دیگر اثر ندارد» سر ندادید؟ به پیروی از فرمول جین شارپ به روی مردم مستضعف و محروم صرفاً به دلیل پایداری آنان در اسلام، قمه نکشیدید؟! شما در جریان فتنه 88 با بهایی ها، منافقین، سلطنت طلب ها، مارکسیست ها، عبدالمالک ریگی ها، ائتلاف نکرده بودید و آیا این ائتلاف کماکان ادامه ندارد؟ آیا می توانید فقط یک نمونه -تأکید می شود فقط یک نمونه- از اقدامات و مواضع خود از آغاز فتنه 88 تاکنون را آدرس بدهید که با دستورالعمل از پیش ابلاغ شده سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس و اسرائیل منطبق نبوده باشد؟! اگر فقط یک نمونه سراغ دارید، بفرمائید. همه دستورالعمل ها با ذکر تاریخ ابلاغ به شما موجود است.
راستی! چقدر جالب و خواندنی خواهد بود اگر فهرستی از یاران خود در فتنه 88 را که به آمریکا و اروپا و بعضاً اسرائیل گریخته و اکنون با کسب پناهندگی نقاب دروغین از چهره فرو انداخته و به دشمنی آشکار با اسلام و انقلاب و مردم ایران مشغولند، ارائه بدهید. این که کار سختی نیست. این فهرست را ارائه کنید تا همه بدانند شما چه کاره اید؟
2- معاویه بعد از آن که از ترفند پیش گفته نتیجه ای نگرفت و در توهم آفرینی میان مومنان و پیروان حضرت امیرعلیه السلام ناکام ماند، به ترفند دیگری روی آورد و آن، این که؛ اگر علی(ع) امام معصوم است و نگاه ملکوتی دارد، چرا، در آغاز از طلحه و زبیر حمایت کرد که امروز شاهد خروج و مخالفت آنها با خلیفه مسلمین باشد؟! پاسخ این سوال کودکانه نیز روشن و خالی از ابهام بود، چرا که؛ اولا؛ مولای ما حضرت امیرعلیه السلام، تا آن هنگام که طلحه و زبیر در رکاب رسول خدا(ص) به دفاع جانانه از اسلام و مسلمین مشغول بودند و پس از آن، مادام که پای از صراط مستقیم الهی بیرون نکشیده و در مقابل حاکمیت الهی امام(ع) به تخاصم صف آرایی نکرده بودند، به حکم عقل و شرع از آنان حمایت می کرد و بر این حمایت اصرار نیز می فرمود ولی پس از آن که انحراف و دشمنی خویش با اسلام و مسلمین را آشکار و فتنه جمل را برپا کردند باز هم به حکم عقل و شرع به مقابله با آنان همت گماشتند چرا که رهبران الهی و از جمله ائمه اطهار علیهم السلام قصاص قبل از جنایت نمی کنند و نیت ها را به محاکمه نمی کشند. و اما، درباره نگاه ملکوتی حضرت و این که آیا از ابتدا نسبت به هویت طلحه و زبیر و یا عاقبت کار آنان آگاه بودند یا نه؟ باید به بیان خود ایشان مراجعه کرد. آنجا که در بخشی از خطبه چهارم نهج البلاغه می فرمایند؛
«پیوسته پیمان شکنی شما را می پائیدم، و نشان فریفتگی را در چهره تان می دیدم. راه دینداران را می پیمودید و آنگونه نبودید که می نمودید. به صفای باطن، درون شما را می خواندم و بر شما حکم ظاهر می راندم» دقیقا همان گونه که حضرت آقا، به پیروی از مولا و مقتدای خویش امیر مؤمنان علیه السلام عمل فرمودند.
از این زاویه نیز، کنایه معنی دار! عوامل بیرونی و داخلی فتنه، حرف جدیدی نیست. همان ایراد معاویه و یارانش به حضرت امیر علیه السلام است!!
3- «بنی قریظه» و «بنی نضیر» دو قبیله بزرگ از یهودیان بودند. آنها از طریق تورات و بشارت های حضرت موسی(ع) دریافته بودند که پیامبر اکرم، حضرت محمدمصطفی(ص) بعد از بعثت به منطقه ای از حجاز و میان دو کوه «عیر» و «احد»- یثرب آن روز و مدینه امروز- هجرت می کند بنی قریظه و بنی نضیر در پی این دریافت به اطراف مدینه کوچ کرده و در انتظار هجرت پیامبر اعظم(ص) نشسته بودند تا اولین کسانی باشند که به ایشان ایمان می آورند. اما، هنگامی که رسول خدا(ص) به مدینه هجرت فرمود بنی قریظه و بنی نضیر، با آن که به تصریح قرآن- از جمله آیه 89 سوره مبارکه بقره- اوصاف او را می شناختند و در انتظارش بودند به او کفر ورزیدند، چرا که از یکسو بزرگان آنها به چرب و شیرین دنیا آلوده شده بودند و از سوی دیگر اعتراض داشتند که چرا پیامبر آخرالزمان(ص) از میان قوم یهود برانگیخته نشده و می گفتند؛ انتظار ما آن بود که رسول خدا(ص) از میان ما باشد!
این «قبیله گرایی» به جای «حق گرایی» اگرچه در قوم یهود بروز برجسته و تعیین کننده ای دارد ولی منحصر به آنان نبوده و نیست، بلکه در موارد فراوانی شاهد بوده ایم که قبیله گرایی یاد شده در قالب «گروه گرایی»، «حزب گرایی»، «ملی گرایی» و نظایر آن بروز کرده است.
اکنون روی سخن با جماعت اندک و فرو پاشیده فتنه گران 88 است و باید خطاب به آنان گفت؛ آیا شما که مانند یهود بنی قریظه و بنی نضیر، چشم و گوش بسته و دست از تفکر و تعقل شسته از گروه و حزبی که به آن وابسته اید اطاعت می کنید و با وجود روشنی و بدیهی بودن حقایق، به خاطر وابستگی جبهه ای و حزبی دست از باطل نمی کشید و عنان خود را به دست دشمنان تابلودار اسلام و انقلاب و مردم کشورتان سپرده اید، مصداق واقعی «تعصب جاهلی» و «ارتجاع کور» نیستید؟ و آیا توده های عظیم مردم اصولگرا که به پیروی از امیرمومنان(ع)، مواضع و عملکرد اشخاص را با معیار «حق» می سنجند و نه حق را با اشخاص؟! و هر جا انحرافی ببینند به مقابله برمی خیزند شایسته تقدیر نمی باشند؟!

حسین شریعت مداری (کیهان 90/4/5)