مردم از عقبه قبیله گرایی! و شخصیت پرستی! نیز به سلامت عبور کرده بودند. عقبه ای که بسیاری در شیب تند آن لغزیده و فرو غلتیده اند. مردم به احمدی نژاد پیرو ولی فقیه رأی داده اند و خدمات فراوان و مثال زدنی و در پاره ای از موارد بی نظیر او را ارج نهاده و در حمایت از وی کمترین کوتاهی روا نداشته اند.

حسین شریعتمداری در یادداشت روز  کیهان(٩٠/٢/٢٨) نوشت:

ببخشید ! اینجا کجاست ؟!


خدا رحمت کند "مشهدی عبدالله " را. در میدان خراسان گاراژدار بود و اتوبوس ها و کامیون ها از گاراژش بار و مسافر می گرفتند. او را در نوجوانی دیده بودم، هنگامی که پیرمردی تقریبا از کار افتاده بود. داستانی که نقل می کنم را از مرحوم پدرم شنیده ام که با مشهدی عبدالله رفیق مسجد و هیئت بود. آن روزها برخی از اتوبوس ها که قصد مسافرت به مشهد مقدس را داشتند به علت خرابی جاده ها و طولانی بودن راه یکی از افرادی که با راه و جاده آشنا بودند، به عنوان بلد-راهنما- با خود می بردند.

مشهدی عبدالله از جمله این بلدها بود که گاهی اوقات همراه رانندگان نابلد اتوبوس ها به مشهد می رفت تا به قول خودش، هم به پابوس امام رضا علیه السلام رفته باشد و هم به زوار آقا خدمتی کرده باشد. آن روز، نزدیک غروب آفتاب بود که اتوبوس با سلام و صلوات راهی مشهد شد. در حالی که مشهدی عبدالله را هم به عنوان بلد همراه خود داشت. نیمه های شب بود که اتوبوس به میدان یک شهر رسید و راننده مشهدی عبدالله را که روی صندلی عقب اتوبوس به خواب عمیقی رفته بود، بیدار کرد. مشهدی عبدالله نگاهی به میدان انداخت و گفت اینجا گرمسار است و بعد از نشان دادن مسیر بعدی دوباره به عقب اتوبوس رفت و خوابید. چند ساعت بعد، هوا گرگ ومیش شده بود که اتوبوس به میدان بعدی رسید.


این میدان، برخلاف میدان گرمسار، خالی از رفت و آمد نبود. راننده پیاده شد و از رهگذری پرسید؛ اینجا کجاست؟ و جواب شنید؛ میدان خراسان! با تعجب پرسید کدام میدان خراسان؟ و رهگذر گفت: مگر چند تا میدان خراسان داریم؟!... میدان خراسان تهران! ایندفعه مشهدی عبدالله را که هنوز خواب بود، با ملامت بیدار کردند ولی دیگر کار از کار گذشته بود و راننده زیر لب غرغر می کرد؛ بعد از اون همه دنده صدمن یک غاز که عوض کردیم تازه رسیدیم به جای اولمون! معلوم نیست بوق می زدیم یا بخیه به آبدوغ؟!


و این حکایت دشمنان بیرونی است که طی چند هفته اخیر با همه توان در شیپور جدایی راه رئیس جمهور از ملت دمیدند و بعد از آنهمه که در بستر این توهم دست افشاندند و پای کوبیدند، با سخنان یکشنبه شب آقای احمدی نژاد، خود را در نقطه آغاز دیدند و امروزه به عصبانیت ابرو درهم کشیده و انگشت پشیمانی به دندان گرفته اند.


خانه نشینی 11 روزه رئیس جمهور اگرچه رخدادی تلخ و ناگوار و از آقای احمدی نژاد، دور از انتظار بود ولی این ماجرای تلخ که به شیرینی انجامید، بی دستاورد نبود و درس ها و عبرت هایی نیز به دنبال داشت. از جمله؛

1- بعد از صدور حکم قانونی رهبرمعظم انقلاب و تدبیر حکیمانه ایشان مبنی بر ابقای وزیر عزل شده اطلاعات و آغاز خانه نشینی 11 روزه آقای احمدی نژاد، دشمنان بیرونی برای بهره گیری از شرایط پیش آمده کمترین فرصتی را از دست ندادند چرا که آنها از یکسو شکست سنگین و پرهزینه فتنه آمریکایی- اسرائیلی 88 را تجربه کرده بودند و از سوی دیگر با خیزش های اسلامی منطقه و سقوط دیکتاتورهای دست نشانده خود روبرو بودند و از آنجا که انقلاب های اسلامی در خاورمیانه و شمال آفریقا را الگو گرفته از انقلاب اسلامی ایران ارزیابی می کردند - که ارزیابی دقیق و غیرقابل تردیدی بود- به طور طبیعی، رخداد مورد اشاره را فرصت مناسبی برای مخدوش کردن این الگو در نگاه ملت های مسلمان منطقه تلقی می کردند. از این روی با همه توان برای صید "ماهی مطلوب " از آب - به زعم خود- گل آلود، به میدان آمدند تا از "باد "ی که به دست جریان انحرافی- مستقیم یا غیر مستقیم- کاشته بودند، توفان درو کنند.

رسانه های آمریکایی، اروپایی، اسرائیلی و تقریباً تمامی رسانه های دولتی منطقه در اقدامی هماهنگ، ابتدا کوشیدند خطای احمدی نژاد را - که بعدها شاهد اصلاح آن بودیم- یک "خط " تلقی کنند و سپس این خط فرضی را نشانه "حاکمیت دوگانه "! و حاکمیت دوگانه را نتیجه قطعی و اجتناب ناپذیر آمیختگی دین و سیاست معرفی کنند.


روزنامه آمریکایی واشنگتن پست با ارائه این تابلو به ملت های مسلمان منطقه توصیه می کرد که در حاکمیت های آینده و مورد نظر خود، اسلام را از حوزه روابط خصوصی انسان و خدا به میدان سیاست نکشانند! شبکه تلویزیونی عرب زبان بی بی سی که تا چند روز قبل- و شاید چند ساعت قبل- آقای احمدی نژاد و دولت او را در عرصه بین المللی "نامطلوب "! و "زحمت آفرین "! معرفی می کرد، با ذوق زدگی درباره تقابل وی با حکم رهبر انقلاب! داد سخن می داد و این -به زعم خود- ایستادگی را می ستود! شبکه تلویزیونی "العربیه " عربستان که به علت همخوانی با صهیونیست ها به "العبریه " شهرت دارد، به طور تلویحی اعتراف می کرد تاکنون درباره آقای احمدی نژاد قضاوت درستی نداشته است! و فهرست توهم پراکنی رسانه های بیگانه در این باره مثنوی هفتاد من کاغذ است.


و اما، در حالی که ذوق زدگی دشمنان بیرونی- و یا تظاهر آنها به ذوق زدگی- به اوج رسیده بود، رئیس جمهور محترم کشورمان همانگونه که از ایشان انتظار می رفت و قابل پیش بینی بود با حضور خویش در هیئت دولت و از سرگیری فعالیت و خدمات خود، خواب خوش آنان را به کابوس تبدیل کرد و یکشنبه شب در برنامه زنده شبکه دوم سیما آخرین میخ را هم بر تابوت توهم دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها کوبید. تاکید رئیس جمهور بر این که "سرباز ولایت فقیه است " و پیروی بی چون و چرا از ولی فقیه را وظیفه دینی و تکلیف قانونی خود می داند و... نشان داد که ایشان اگرچه مرتکب خطا شده است ولی این "خطا " نشانه ای از "خط " ندارد که نابخشودنی باشد... و در پایان این ماجرا، قیافه به هم ریخته و ابروهای باعصبانیت درهم کشیده دشمنان به همان اندازه دیدنی است که چهره گشاده و به رضایت نشسته دوستان واقعی آقای احمدی نژاد.


چند ساعت پیش سایت گویانیوز که آشکارا به سازمان "سیا " وابسته است و حتی آگهی استخدام این سازمان را روی خروجی خود می گذارد، با اشاره به اظهارات یکشنبه شب آقای رئیس جمهور نوشت: باید تحلیل های چند هفته اخیر خود درباره احمدی نژاد را به جای "درکوزه "، سر کوچه بگذاریم تا سازمان های بازیافت زباله، آن را به خمیر تبدیل کنند!


2- و اما، عکس العمل مردم نسبت به ماجرای یاد شده از موهبت بزرگی حکایت می کند که خدای مهربان در دل و جان ملت ایران به ودیعه نهاده است. توده های عظیم مردم که حماسه 9 دی و 22 بهمن فقط یکی از نمونه های وفاداری آنان به اسلام و انقلاب و حضرت آقا بود و با همین نگاه نیز، رئیس جمهور محترم را برگزیده بودند، پس از شنیدن ماجرا، ابتدا، آنچه شنیده بودند را باورنکردنی ارزیابی کردند و پس از آن که اخبار و گزارش های بعدی درباره خانه نشینی آقای احمدی نژاد را شنیدند، انگشت حیرت به دندان گزیدند و بدون کمترین تردیدی اقدام رئیس جمهور منتخب خود را بیرون از بستر تعریف شده و پذیرفتنی نظام تلقی کردند ولی از آنجا که این حرکت را با شخصیت شناخته شده ایشان همخوان نمی دانستند، در انتظار بازگشت رئیس جمهور از خطایی که مرتکب شده بود به انتظار نشستند و صد البته به لطف خدای مهربان انتظار آنان به درازا نکشید و آب رفته به جوی بازگشت.


همان روزها که بوق های تبلیغاتی دشمنان، گوش فلک را کر کرده بود، نگارنده در یکی از اجتماعات دانشجویی شرکت داشتم و با این پرسش مکرر روبرو شدم؛ که چرا چنین شد؟ و این دلشوره که "دشمن شاد "! شده ایم و زبان کینه توزان به طعنه دراز شده است! پاسخ این بود که؛ نه فقط دشمن شاد نشده اید، بلکه، بصیرت شما، آتش خشم و کینه دشمنان را از همیشه تیزتر کرده است. چرا؟! پاسخ روشن تر از آن بود که نیازی به شرح و تفصیل پیچ در پیچ داشته باشد.


مردم از عقبه قبیله گرایی! و شخصیت پرستی! نیز به سلامت عبور کرده بودند. عقبه ای که بسیاری در شیب تند آن لغزیده و فرو غلتیده اند. مردم به احمدی نژاد پیرو ولی فقیه رأی داده اند و خدمات فراوان و مثال زدنی و در پاره ای از موارد بی نظیر او را ارج نهاده و در حمایت از وی کمترین کوتاهی روا نداشته اند. حمایتی اینگونه گسترده و صادقانه نباید به آسانی برداشته شود. اما، بلافاصله پس از آن که احساس می کنند رئیس جمهور مردمی و محبوبشان هرچند ناخواسته و به خطا، از بستر اصلی فاصله گرفته است، به جای آن که، آنها نیز به خطا، از بستر اصلی فاصله بگیرند، با هوشمندی توقف می کنند و آدرسی را که در دست دارند با مسیری که رئیس جمهور در پیش گرفته است به مقایسه می نشینند و با نگرانی و دلشوره بازگشت وی به بستر اصلی را انتظار می کشند.


این بصیرت عمیق و نگاه الهی ملت است که از نخستین روزهای بعد از پیروزی انقلاب اسلامی تا به امروز و انشاءالله از امروز تا همیشه تاریخ، دشمنان را به خشم آورده و می آورد. به قول آقا، کسی که نقشه راه را در دست دارد به بیراهه نمی رود و مردم نشان دادند که نقشه راه را در اختیار دارند و مسیر را خوش به نشان می روند. و رئیس جمهور نیز که برخاسته از همین مردم است، و انتظار می رفت اینگونه باشد، نشان داد که اینگونه است. در همان نشست دانشجویی یکی از برادران پرسید؛ اگر خدای نخواسته، آقای احمدی نژاد به قهر خود ادامه دهد، تکلیف آنهمه حمایتی که از وی داشتیم چه می شود؟ و پاسخ شنید که اگر از خدمات او حمایت نمی کردید جای سؤال بود!... و امروز شاهد خرسندی همان ها هستیم که دیروز دلشوره داشتند و نگران بودند.