واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که...


علی اکبر جوانفکر مشاور رسانه ای رئیس جمهور و مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت در جدیدترین یادداشتی که در وبلاگش منتشر کرده است بار دیگر صدور حکم حکومتی درباره ابقای وزیر اطلاعات از سوی رهبر انقلاب را رد کرده است و رسانه های مدعی صدور این حکم را بار دیگر به دروغگویی متهم کرده است .

این در حالی است که جوانفکر اساساً نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی را نیز مصداق حکم حکومتی نمی داند و از آن صرفا به عنوان نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی یاد می کند . اما پرسش اساسی از آقای جوانفکر به عنوان یک مقام دولتی در نظام جمهوری اسلامی ایران این است که وقتی رهبر انقلاب به وزیر اطلاعات نامه می نویسد و آقای مصلحی را به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات امر می کنند ، یعنی چه ؟

مگر می شود رهبر انقلاب برای ابقای ویر اطلاعات حکم حکومتی صادر نکنند اما نامه ای به وزیر برکنار شده بنویسند و بگویند شما با اقتدار به فعالیت خود ادامه دهید . واقعاً معنای امر کردن رهبری به تداوم مقتدرانه فعالیت خود در وزارت اطلاعات یعنی چه ؟ آیا غیر از مفهوم حکم حکومتی از آن برداشت می شود ؟

نکته دیگری که آقای جوانفکر بارها بر آن تاکید کرده این است که تا پیش از نامه رهبر انقلاب به آقای مصلحی ، هیچ حکم حکومتی دیگری در کار نبوده است . این هم از آقای جوانفکر به عنوان یک مدعی فعالیت رسانه ای بعید است . مگر می شود رهبر انقلاب نظر خود را به رئیس جمهور نگوید اما چند روز بعد برای وزیر معزول نامه بنویسد که شما با اقتدار به فعالیت خودت ادامه بده ؟ کما اینکه خود رهبر معظم انقلاب نیز در سخنرانی مشهور خود در جمع مردم فارس بر این موضوع تاکید کرده اند که در ماجرای وزارت اطلاعات از مصلحتی بزرگ غفلت صورت گرفته بود و ایشان وارد شده اند .

آیا آقای جوانفکر این سخنان رهبر انقلاب را که بارها از شبکه های مختلف تلویزیونی منتشر شده و در خبرگزاری تحت نظر ایشان نیز منتشر شده است نشنیده و نخوانده است که هنوز هم اصرار می کند در ماجرای وزارت اطلاعات اساساً حکم حکومتی صادر نشده است ؟

واقعیت این است که به نظر می رسد آقای جوانفکر عمداً بر موضوعی اصرار می کند که هیچ منطقی در آن وجود ندارد . شاید آقای جوانفکر بگوید رهبر انقلاب در ماجرای وزارت اطلاعات در ابتدای کار نامه ای علنی به رئیس جمهور نداده اند . اما پرسش این است که مگر بناست همه آنچه در جلسات خصوصی سران نظام می گذرد علنی و رسانه ای شود ؟ شما که می دانید رهبر انقلاب نظرشان این بود که در ماجرای وزارت اطلاعات از یک مصلحت بزرگ غفلت شده است ، چرا کار را به جایی رساندید که ایشان نامه علنی و رسمی برای وزیر اطلاعات بنویسند که همین نوشتن نامه برای وزیر اطلاعات و مخاطب قرار دادن وی نیز خودش نکته ای است که آقای جوانفکر و دوستان دیگرش در دولت باید به آن با دقت بیشتر توجه کنند .

چرا باید با نظر رهبر انقلاب به گونه ای برخورد می شد که ایشان نامه علنی بنویسند ؟ مگر حکم حکومتی حتماً باید علنی و روی کاغذ باشد ؟ وقتی رهبر انقلاب می گویند این برکناری به صلاح نیست و آقای مصلحی بمانند این یعنی حکم حکومتی . ولایتمداری نیز یعنی اینکه مخاطب رهبر انقلاب بلافاصله به نظر رهبری تن دهد و عملاً اطلاعت کند . ولایتمداری این نیست که بگویند تا رهبری نامه رسمی ننویسند قبول نیست ، بعد هم که ایشان نامه رسمی نوشتند بگویند که این هم نامه ای برای وزیر اطلاعات بوده و لذا حکم حکومتی وجود ندارد .

آقای جوانفکر اگر آنقدری که برای آقای مشایی سینه سپر می کند و از ایمان خودش و آقای احمدی نژاد به مشایی می گوید ، کمی به مصالح نظام ، موقعیت کشور و منافع ملی توجه می کرد حتماً می دانست که حتی یک ساعت تاخیر در اجرای حکم رهبری و اخم و قهرهای بعد از آن به صلاح نبود و هزینه بسیاری را به مملکت تحمیل کرد .

البته این یادداشت ها واصرارهای پی در پی مدیرعامل خبرگزاری رسمی دولت نشان می دهد که اساساً مشکل تنها در این زمینه خاص نیست ، بلکه نوع نگاه و تحلیل این افراد مشکل دارد .

آقای جوانفکر همان کسی است که برای اسفندیار رحیم مشایی نامه می نویسد و در نامه اش به او تاکید می کند : " اگر متفاوت از آنها، گفتی و اندیشیدی ، «برما» می شوی و اینجاست که تورا نشان می کنند و همه فریادها را بر سر تو فرود می آورند. فرقی نمی کند کهتو کی هستی ، هرکه می خواهی باش. حتی اگر در «این عمار» مولا، عین عمار باشی باز هم فرقی نمی کند. عین عمار که نه، حتی خود عمار باشی! بازهم نه حتی خود مولا باشی!

چه فرقی می کند که کیستی ، مهم آن است که به گونه ای دیگر و متفاوت ازما سخن می رانی، راه را آنگونه که ما می گوییم نمی روی، با اندیشه و بینش وتحلیل ما همساز نیستی، روی دست ما بلند می شوی، نوآوری می کنی، حرفهایتازه می زنی ، آدرس ایران را برای دورماندگان از وطن می فرستی، شورآفرینیمی کنی، به عمق تاریخ ، علم و فرهنگ ، نقب می زنی تا راههای ناپیموده را بهدیگران نشان دهی ، از هنر و زیبایی روایت می کنی، نه فقط به حفظ و تلاوت آیات الهی ، بلکه به تفسیر آنها می پردازی، وارد عرصه هایی می شوی که منحصر به عده ای خاص است ... "

جوانفکری که تردید دارد مشایی عمار است یا خود مولا و برای مهندس اسفندیار رحیم مشایی فارغ التحصیل رشته مکانیک از دانشگاه صنعتی اصفهان حق تفسیر قرآن و آیات الهی قائل می شود و او را در حوزه فرهنگ ، هنر ، تفسیر آیات قرآن ، تاریخ ، باستان شناسی و کلا همه مسائل کارشناس خبره و صاحب نظر می داند و مدعی است که مشایی راه های ناپیموده را به دیگران نشان می دهد ، معلوم است که در ماجرای حکم حکومتی رهبر انقلاب دچار انحراف و اشکال در تحلیل می شود . چون او هنوز نمی داند مولا کیست و از ایمان خودش و احمدی نژاد به مشایی سخن می گوید .

جوانفکر در بخش دیگری از همان نامه اش می نویسد : " یکی هست که تو را خوب می شناسد ، نه فقط می شناسد بلکه به تو ایمان و علاقه دارد.او تو را مانند یک چشمه زلال و یک آیینه شفاف می داند و معتقد است که توهمانی هستی که نشان می دهی ، یک ذره غش در وجودت دیده نمی شود زلال زلال."

معلوم است که وقتی جوانفکر از ایمان به مشایی سخن می گوید دچار انحراف شده است . مگر مشایی کیست که اینقدر زلال زلال باشد و راه های ناپیموده را به دیگران نشان دهد ؟ چه کراماتی از ایشان دیده اند که هیچ کس ندیده است ؟ چرا یک آدم معمولی را در حد یک بت بالا می برید و انتقاد از او را بر نمی تابید ؟ بیایید از مشایی بیشتر بگویید تا ما هم بدانیم آن راه هایی که مشایی طی کرده ودیگران طی نکرده اند چیست و این حرف ها از کجا چشمه می گیرد ؟ توضیح دهید چرا مشایی حق اظهار نظر در هر اموری را دارد ، حتی اموری که هیچ تخصصی در آنها ندارد .

این همان دلیلی است که به بعضی ها گفته می شود جریان انحرافی . جریان انحرافی یعنی انحراف از اصول . یعنی قائل شدن حق ویژه برای یک آدم معمولی و مولا خواندن وی . یعنی یک مهندس را نه در رشته تحصیلی اش بلکه در زمینه تفسیر آیات الهی در حدی معرفی کردن که گویی همه صاحب نظران و علما و مفسران هیچ نمی دانند و این یک نفر چیزهای جدیدی کشف کرده است ! این یعنی انحراف و قائلان به این تفکر یعنی منحرف . اگر امثال جوانفکر می گفتند مشایی مهندس خوبی است و مثلا در رشته تخصصی اش می تواند فلان اقدام مثبت را انجام دهد که کمتر مهندسی توانایی آن را دارد کسی به آنها نمی گفت منحرف . اما آدمی که تحصیلات و سابقه اش روشن است چنین بالا بردن و از ایمان به او سخن گفتن یعنی انحراف . بی تعارف کسی که مشایی را تا این حد بالا می برد منحرف است .

ضمن اینکه بهتر است آقای جوانفکر که رسانه دولت را نیز در اختیار دارند کمی بیشتر درباره افکار مشایی سخن بگویند . تا الآن که هیچ کس متوجه نشده حرف حساب مشایی چیست و چه میخواهد بگوید ؟ یک سری واژه ها را به صورت به هم ریخته و غیر علمی سر هم می کند و در مجالس نامربوط درباره موضوعاتی که اساساً به او مربوط نیست سخنانی می گوید که فقط ویژگی اش جنجالی بودنش هست و بس . نه مبنای علمی دارد ، نه تخصصی است نه یک عالم و مفسر دینی حاضر است پای حرف های بی سر و تهش بنشیند . واقعاً به چه چیز معلومات مشایی می نازید ؟ آیا چیزی هست که ما خبر نداریم ؟ آیا حرف هایی در نهان می زند که که ما مردم بی خبریم ؟ این حرف ها چیست ؟ واقعاً حرف حساب این آدمی که اینقدر به او ایمان دارید و از زلال بودنش می گویید چیست ؟ میخواهد بگوید چه ؟

واقعاً مشخص نیست چرا یک جریانی که در دولت مسئولیت هم دارد دائم حرف های بی حساب و کتاب و بی سر و ته می زند ؟ مثلاً همین آقای جوانفکر می گوید ما نه اصلاح طلبیم نه اصولگرا . خیلی خب ، ما هم قبول می کنیم که شما هیچ کدام نیستید ، اما شما چه هستید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ مرامتان چیست ؟ مگر دولت و قدرت دولت در اختیار شما نبوده ؟ می خواهید چه کاری انجام دهید که انجام نداده اید ؟ می خواهید چه حرف جدیدی بزنید که تا کنون نگفته اید ؟ چند سال است که همین حرف های تکراری را می گویید . مگر حرف ناگفته ای هم باقی مانده است ؟

یا وقتی می گویید مشایی زلال زلال است یعنی چه ؟ مگر مشایی اعتقادش چیست ؟ اگر منظور شما نشستن وی در آن مجلس رقص مشهور در ترکیه است که خیلی ها با این حساب زلال زلال اند ! اگر منظور شما قدم زدن در خیابان های واشنگتن با خانم هاست که باز هم خیلی ها زلال زلال اند ! اگر منظور شما این است که گفته با مردم اسرائیل دوست هستیم ، باز هم خیلی ها در دنیا هستند که با مردم حکومت اشغالی دوست هستند ، اینها که امتیاز خاصی برای مشایی حساب نمی شود . میلیاردها نفر در دنیا بی حجابند ، این که امتیاز محسوب نمی شود و در ایران اسلامی خریداری ندارد .

اگر هم منظور شما این ها نیست پس بیایید بگویید واقعاً شما که هستید و چه می گویید ؟ واقعاً به چه چیزهایی اعتقاد دارید و به چه چیزهایی اعتقاد ندارید ؟ حرف حسابتان چیست ؟ بعد از چند سال بازی با کلمات یک بار هم شده بگویید تا ببینیم اصلاً حرفی برای گفتن دارید یا خودتان فقط خودتان را زیادی تحویل می گیرید واینقدر تحویل گرفته اید که باورتان شده خبری هست ؟